ابراهيم عاملي ( موثق )
381
تفسير عاملي ( فارسي )
عباس وارد مسجد شد و عبد اللَّه زبير بر منبر بود ، سرزنش كرد آن كسى را كه متعه را حلال مىداند ، عبد اللَّه عبّاس گفت : تو بكارى سرزنش مىكنى كه وسيله ى پيدايش تو بوده است چون ما و پدرت با عدّه اى براهى مىرفتيم زنى بجلو ما رسيد كه پدرت ميل به ازدواج او كرد ، زن گفت : من بنكاح دائم راضى نيستم ، پدرت يك برد يمنى ( پارچه اى است بافت يمن ) داشت آن زن را براى مدّت معيّن نكاح كرد در برابر آن برد و تو از آن متعه متولد شدى . مجمع : روايت شده است جماعتى از اصحاب پيغمبر ( ص ) مانند ابى ابن كعب و عبد اللَّه عبّاس و عبد اللَّه مسعود و ديگران قرائت كردهاند : « فما استمتعتم به منهنّ الى اجل مسمّى فاتوهن اجورهنّ تا آخر » يعنى در برابر استفاده اى كه از زنها تا مدّت معيّن مىبريد مزدشان را بدهيد و مسلم بن حجّاج در كتاب صحيح خود از عطاء نقل كرده است كه او گفت : جابر بن عبد اللَّه براى انجام عمره وارد مكّه شد ما نزد او رفتيم مردم از او چيزهائى پرسيدند ، سپس سخن از متعه بميان آمد گفت : بلى ما در دوران پيغمبر ( ص ) چنين رسمى داشتيم و هم در زمان ابى بكر و عمر . « وَلا جُناحَ عَلَيْكُمْ فِيما تَراضَيْتُمْ بِه » 24 طبرى : حضرمى گفته است يعنى اگر تنگدست شديد در پرداخت مهر و آنها راضى شدند در كم كردن و يا بخشيدن آن بر شما باكى نيست ، سدى گفته است : يعنى هر گاه مدتى كه براى همسرى و بهره - مندى معيّن كردهايد تمام شد باكى بر شما نيست و مسئوليت نداريد در تراضى و سازش با يكديگر كه دوباره مدت و مبلغ بيفزائيد و استبراء رحم نكنيد و با يكديگر آميزش كنيد ، ابن عبّاس گفته است : يعنى پس از آميزش با يكديگر و پرداخت مهر معين باكى نيست كه با سازگارى و رضا با يكديگر باشيد يا جدا شويد . مجمع : سدّى گفته است يعنى : بعد از گذشتن مدّت معيّن در عقد متعه باكى نيست بر شما كه تجديد عقد نمائيد با رضاى يكديگر كه زن بمدّت بيفزائيد و مرد به مبلغ و اين معنى سدّى رأى اماميه و شيعه است و روايات زياد به اين معنى از امام هاى آنها نقل شده است .